زهد و وارستگی علی نوش داروی جامعه
22 بازدید
محل نشر: معرفت » آبان 1381 - شماره 59 » (8 صفحه - از 78 تا 85)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
مقدمه زهد در لغت به معنای ناچیز انگاشتن(1)، بی‏مهری و بی‏اعتنایی(2)، پرهیز کردن و ترک کردن(3) آمده است. امّا در معارف اسلامی، اصطلاح زهد، از معنای خاصی برخوردار است؛ زهد در مقابل حرص و آز و دنیاپرستی قراردارد. علامه نراقی در جامع السعادات می‏نویسد: «ضدّ حبّ الدنیا و الرغبة الیها زهد»(4) علامه طریحی در مجمع البحرین یادآور می‏شود: «الزهد من الشیی‏ء خلاف الرغبة فیه»(5) و راغب در مفردات، ماده زهد می‏نویسد: «والزهد فی الشیی‏ء الراغب عنه». از این‏روست که علامه امینی در الغدیر می‏نویسد: «ناگفته پیداست که زهد پیشگی با کسب مال مشروع تضادی ندارد؛ زیرا حقیقت زهد آن است که مال و ثروت، مالک تو نباشد، نه آن‏که تو مالک آن نباشی.»(6) ابن قیم یکی از اندیشمندان اهل سنّت نیز می‏نویسد: «زهد آن است که دل آدمی، شیفته دنیا نباشد، نه آن‏که دست آدمی از اموال تهی باشد. مقابل و ضد زهد عبارت است از حرص و آز نسبت به دنیا.»(7) از عبارات مزبور چنین برمی‏آید که زهد، پرهیز از دنیاپرستی و حرص و آز است، نه پرهیز از به دست آوردن دنیا. زهد، ستیز با دنیا نیست؛ دنیا را مملوک و برده خویش داشتن و در چارچوب مجوزهای عقل و ایمان در جهت قرب الی‏اللّه از آن بهره‏مند شدن است. بنابراین، زهد اسلامی غیر از زهد تحریف شده‏ای است که در میان تارکان دنیا مشاهده می‏شود. زهد به معنای تنزّه و وارستگی، شیفته تعلقات و تمتعات زندگی نشدن، و آخرت را فدای دنیای زودگذر ننمودن است.
آدرس اینترنتی